تبليغاتX
محبان مولا علی علیه السلام

محبان مولا علی علیه السلام
وبلاگ رسمی هیئت محبان مولا علی علیه السلام اسلامشهر
قالب وبلاگ

 

یک مورد گناه

*

 

 

                دو مورد

**

 

                سه مورد   

***

 

              چهار مورد

**

**

 

              پنج مورد

***

**

 

            ... مورد   

 

إ إ


عنوان گناه

عنوان سوره

شماره آیه

دروغ گفتن

زمر

5

غیبت کردن

حجرات

13

سوگند دروغ

آل عمران/ قلم

77/10/ 11

ناسزا گفتن بر مومن

حجرات

10

تهمت و افترا بستن

زمر

5

اسراف کردن

اعراف

31

پایمال حقوق والدین

بنی اسرائیل

23

عهد و پیمان شکنی

رعد/ بقره

25/ 27

ترک نماز

مدثر

43

کفران و نا سپاسی

انفال/ سبا

15/ 56

لهو و لعب

لقمان/ مومن/ فرقان

6/ 3/ 72

سخن چینی

قلم

11

تکبر

نحل

5

کم فروشی

شعراء

180/ 182/ 188

حسد ورزیدن

فلق

5

ظلم کردن

شورا

40

فتنه کردن

البروج

9

رشوه خواری

مائده

46

بخل ورزیدن

نساء

36

عیب جویی از مومن

توبه

80

دزدی کردن

مائده

43

آزار دادن مومن

احزاب

58

قمار کردن

مائده

91

خیانت کردن

حج

39

مال یتیم خوردن

نساء

10

هم نشین با فاسقان

   آل عمران/ توبه

129/ 85

خوردن مال حرام

بقره

187

شوخی و بذله گویی

رسول خدا : شوخی زیاد آبرو را می برد







































در صورت مفید بودن این برنامه در هفته های آتی آن را تکرار نمایید.


هیئت محبان مولا علی علیه السلام جوانان اسلامشهر

[ ] [ 21:20 ] [ محبان ] [ ]


ولادت باسعادت حضرت فاطمه الزهرا (س) مبارک باد

باکلیک بر روی تصویر پایین کتابچه قصه های تربیتی حضرت را مطالعه بفرمایید





التماس دعا

[ ] [ 13:36 ] [ محبان ] [ ]


میلاد فاطمه (س)

وى دو سال پس از بعثت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الاخر،در شهر مکه پا به عرصه وجود نهاد.شیخ طوسى در مصباح المجتهد گوید:بنابر روایتى فاطمه در سال پنجم بعثت‏ به دنیا آمد.کلینى و ابن شهر آشوب نیز همین قول را که از امام باقر (ع) روایت‏ شده و در نزد اصحاب ما مشهور است،ذکر کرده‏ اند.در کشف الغمه از ابن خشاب در موالید و وفیات اهل بیت،در حدیثى مرفوع از امام باقر (ع) روایت‏ شده است که فرمود:
«فاطمه پنج‏ سال پس از (آغاز) نبوت به دنیا آمد و در آن هنگام قریش خانه کعبه را مى‏ ساختند.»این اشتباه شاید از راوى حدیث نشات گرفته و یا آن که از طرف نساخ در آن سهوى روى داده باشد.زیرا بناى کعبه پیش از نبوت پیامبر (ص) بوده نه پس از آن و دلیل ما بر صحت این امر حدیثى است که در کتاب مقاتل الطالبین آمده مبنى بر آن که فاطمه پیش از نبوت پیامبر (ص) زاده شد و در آن هنگام قریش کعبه را بنا مى کردند.
حاکم در مستدرک و ابن عبد البر در استیعاب آورده‏ اند که آن حضرت زمانى به دنیا آمد که چهل و یک سال از عمر پیامبر مى‏ گذشت.بنابر قول اینان فاطمه پس از گذشت‏ یک سال از نبوت پیامبر (ص) زاده شده است.در الاصابه نیز همین قول ذکر شده است. پیشینه دانشمندان اهل‏ تسنن روایت مى‏ کنند که فاطمه پنج‏ سال پس از نبوت به دنیا آمده و شاید این خطا از راوى حدیث ناشى شده که میان ثبت دو کلمه قبل و بعد اشتباه کرده است.

کنیه و لقب آن حضرت

فاطمه را با کنیه «ام ابیها» خوانده ‏اند و لقب او را زهرا و بتول گفته‏ اند.هروى در شرح الغریبین گوید:«مریم را بتول (باکره) نامیده ‏اند که از مردان کناره مى ‏گرفت و فاطمه را بدان علت‏ بتول گفته‏ اند که از نظیر و همتا برکنار است.»

نقش انگشترى آن حضرت

نقش خاتم آن حضرت این عبارت بود:«امن المتوکلون‏».

شکوفه رسالت

سال پنجم بعثت است و تقدیر دست اندرکار اعجازی بزرگ تا نمونه‏ ای متعالی ازشخصیت زن را رقم زند و مسیر فرداهای تاریخ او را ترسیم کند.
او همان پدیده شگفت آفرینش و کوثر قرآن فاطمه صدیقه است. در ادیان بزرگ الهی،الگوهایی معنوی و قدسی ظهور یافته‏ اند و ستاره ‏های درخشان همیشه تاریخ گشته اند.
قرآن کریم از آسیه و مریم به عنوان الگو یاد می‏ کند و مومنان را به پیروی ازآنان فرا می‏ خواند. در آخرین پیامبران نیز این سنت جریان می‏ یابد و نور جمال‏فاطمی تجلی می‏کند تا تحقق عملی اسلام را در پیکره نورانی خویش نوید دهد و به‏ همراه مادرش خدیجه چهره حقیقی زن مسلمان را عینیت‏ بخشد. جلوه‏ های این سنت الهی‏را در کلام رسول خدا چنین می‏خوانیم: ای علی، بهترین زنان جهان چهار نفرند: مریم‏ دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و آسیه دختر مزاحم; و برتری‏ فاطمه(س) بر دیگر زنان بسان برتری اسلام بر سایر ادیان است.
روایات، ضمن بیان این برتری، به پرسشی نیز پاسخ داده ‏اند. با اینکه خداوند درقرآن کریم مریم را برترین زنان جهان معرفی می‏کند، چگونه فاطمه(س) برتر است؟
حضرت در پاسخ می‏فرماید: منظور قرآن زمان زندگی مریم است. این سخن شاهد قرآن ی‏نیز دارد; چنانکه قرآن از برتری بنی‏اسرائیل بر جهانیان یاد می‏کند و می‏فرماید:
«وانی فضلتکم علی العالمین‏» در آیه دیگر از امت اسلامی، به عنوان برترین‏ امت‏ها، نام می‏برد و می‏فرماید: کنتم خیر امه اخرجت للناس. این آیه نشان می‏دهدکه منظور از کلمه «عالمین‏» در آیه نخست همان زمان زندگی بنی‏ اسرائیل است.
شیوه ظهور این شخصیت‏ برتر و شکوفه رسالت نیز رازی شگفت دارد. در تاریخ‏ می‏خوانیم که پیامبر(ص) در جمع یارانی چون علی(ع)، عمار و حمزه نشسته بود که‏ناگاه فرشته وحی بر او نازل شد و پیام آورد که چهل شبانه‏ روز از خدیجه دوری‏ گزیند. پیامبر(ص) در این مدت روزها روزه می‏گرفت و شبها به عبادت و نیایش‏ می‏پرداخت. آن بزرگوار با سیر و سلوک معنوی گسترده ‏تر خود را برای امری بزرگ‏ آماده ساخت و بدین وسیله به استقبال عطای گرانبهای الهی شتافت. او به خدیجه‏ پیام فرستاد که نیامدن من نه از روی بی‏ مهری، بلکه به حکم وظیفه و رسالتی است‏ که باید انجام دهم تا ایام هجران به وصل مبدل شود. بتدریج آخرین شب میقات‏ محمدی فرا رسید. هنگام افطار، مائده‏ای بهشتی نزدش فرود آمد.
خوشه ه‏ای خرما، خوشه ه‏ای انگور و جامی از بهشت در آن بود. حضرت افطار کرد و دیگربار برای عبادت برخاست ناگهان فرمان الهی رسید: که باید سمت‏ خانه بشتابی باخدیجه به سر بری. حضرت به خانه آمد و بدین ترتیب نور فاطمه(س) شکل گرفت. همان‏ نوری که در چهره‏ های امام حسن و امام حسین می‏درخشید و در سیمای آخرین فرزندمعصومش حضرت بقیه ‏الله(عج) نیز قابل مشاهده است. این مساله در داستان زکریا ویحیی، به شکلی دیگر به چشم می‏خورد.
قرآن کریم نیایش زکریا و استجابت دعای او در طلب فرزند را چنین بیان می‏کند:
در آن هنگام که زکریا کرامت مریم را مشاهده کرد، گفت: پروردگار، به لطف خویش‏ فرزندانی پاک سرشت‏ به من عطا فرما که تو مستجاب کننده دعائی. پس فرشتگان زکریارا هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، مخاطب قرار دادند و گفتند:
خداوند تو را به ولادت یحیی بشارت می‏دهد. در حالی که او به پیامبری عیسی، کلمه خدا، گواهی می‏دهد و او خود پیشوا، پارسا و پیامبری از شایستگان است. عرض کردپروردگار، برایم نشان ه‏ای مقرر فرما. خداوند فرمود: تو را نشانه آن باشد که تاسه روز جز به اشاره با مردم سخن نگویی. پیوسته به یاد خدا باش و او را شبانگاه‏ و صبحگاه تسبیح گوی. این آیات نشان می‏دهد که زکریای پیامبر، در آغاز، بشارت‏ ولادت یحیی را دریافت، سه روز جز یاد خدا کاری انجام نداد و پس از آن یحیی به‏ ظهور رسید. فاطمه(س) نیز، پس از دوران سیر و سلوک معنوی پیامبر خاتم(ص)، متجلی شد و ثمره پاکیزه میقات محمدی گردید تا آنکه زمان میلاد فرا رسید.

میلاد نور

امام صادق(ع) داستان میلاد را چنین بیان می‏فرماید:
خدیجه احساس تنهایی می‏کرد. قاصدی نزد زنان قریش فرستاد در آن لحظات از آنان‏ خواست‏ به خانه ‏اش آیند و همنشین خلوتش شوند. آنان پیام دادند: حرف ما رانشنیدی و زن یتیم ابوطالب شدی که از ثروت بهره ‏ای نداشت. ما به خانه‏ ات نمی‏ آییم‏و انتظار همکاری نداشته باش. خدیجه اندوهناک شد. ناگهان چهار زن گندم گون وبلند قامت، مانند زنان بنی هاشم، مشاهده کرد. آنها وارد شدند. خدیجه در هراس‏ فرو رفت. یکی از آنها گفت: غمگین مباش، خداوند ما را به سوی تو فرستاده است،ما خواهرانت هستیم. من ساره ‏ام، آن دیگری آسیه دختر مزاحم، سومی مریم دخترعمران و چهارمی کلثوم خواهر موسی است; خداوند ما را فرستاده است تا هنگام‏ زایمان یاری ‏ات کنیم. سپس در چهار سمت‏ خدیجه قرار گرفتند و حضرت فاطمه پاک وپاکیزه به گیتی گام نهاد. در این هنگام، نوری از وی برخاست که به خانه‏ های مکه ‏و شرق و غرب روشنی بخشید. از حوریان بهشتی، با آبریزی سرشار از آب کوثر و طشتی‏از بهشت، بدان سرا وارد شدند. زنی که پیش روی خدیجه بود، فاطمه را در بر گرفت;در پارچه‏ ای سپیدتر از شیر و خوشبوتر از مشک پیچید; پارچه سفید دیگری مقنعه‏ اش ‏ساخت و سپس او را به سخن گفتن واداشت. فاطمه(س) به یگانگی خداوند و رسالت‏ پیامبر و وصایت علی(ع) و فرزندان خویش گواهی داد. در پایان زنان به خدیجه‏ گفتند: این دختر را بگیر که طاهره مطهره و پاکیزه است و خداوند در او وفرزندانش برکت و خیر فراوان قرار داده است.
چنین امدادهای غیبی، سنتی است که خداوند برای دوستانش مقرر فرموده است. قرآن کریم درباره مریم می‏فرماید:
پس مریم به آن پسر باردار شد و در جایی دور خلوت گزید. وقتی درد زایش وی رافرا گرفت، زیر شاخه خرمایی رفت. او از شدت اندوه با خود گفت: ای کاش پیش ازاین مرده بودم و نامم فراموش شده بود. «فرزندش عیسی‏» به وی گفت: غمگین مباش‏که خدای از زیر گام هایت چشمه آبی روان کرده ‏است.[سپس خداوند فرمود:] ای مریم، شاخه درخت را حرکت ده، مااز آن برایت رطب تازه‏ فرو می‏ریزیم. از این رطب تناول کن و «از این چشمه‏» آب بیاشام و چشم خویش ‏به عیسی روشن دار. این سنت در خدیجه نیز استمرار یافت تا با مشاهده عنایات‏ الهی اطمینان و آرامش روحی‏اش فزونی یابد و پرتوی از انوار معنویت خویش وجلوه‏ای از ایثارش را از ملکوت این جهان دریافت دارد. پس از این رویداد، خانه پیامبر(ص) با وجود فاطمه(س) روشن شد و قلب پیامبر(ص) و خدیجه شادابی و نشاطی ‏دیگر یافت.
میلاد فاطمه(س) به همه دین باوران می‏ آموزد که ذکر الهی و پاکی وعفاف پدر و مادر می‏تواند در پیدایش فرزندی برومند و قدسی تاثیر داشته‏ باشد و توجه روان پدر و مادر به عالم بالا در سازندگی و بالندگی فرزند موثراست. این رخداد همچنین به زنان ایثارگر و مدافع حریم ولایت نوید می‏دهد که دستان‏ پرمهر عنایت پروردگار در سختی‏ ها و مشکلات به یاری‏شان می‏ شتابد و مددهای غیبی‏ یاورشان خواهد بود.

نامگذاری

نامگذاری در مکتب پیامبر(ص) بر اساس بینشی خاص‏ تحقق می‏یابد. نام، در این عرصه، اهداف بلند پیامبر و ویژگی های شخصی فرزند راآشکار می‏سازد. بر این اساس، نام فاطمه را برای دخترش برگزید تا همه دریابند که ‏او از همه بدی ها برکنار است. شیعیان راستین در پناه وی از آتش جهنم باز داشته‏ شده‏ اند، به سبب او طمع دشمنان اسلام از وراثت پیامبر(ص) قطع شد و دانش همراه‏ شیر به او ارزانی شده است. و اینک تقدیر الهی فاطمه(س) را برای رسالت ومسوولیت های بزرگ آماده می‏کند. او باید، چون دیگر رهبران الهی که در تاریخ نقش ‏آفرین بودند، تلخ کامی روزگار را تجربه کند تا بتواند در مقابل انبوه مشکلات‏ پیمانهای الهی را پاس دارد و هنگام لزوم خود را فدای ارزشهای الهی سازد.
بدین سبب، آغاز زندگی‏ اش در شعب ابی‏طالب رقم می‏خورد و از همان کودکی سخت‏ ترین‏ لحظات را در کنار پدر و مادرش تجربه می‏کند. دشواری این سالها چنان بود که‏ سعد وقاص می‏گوید:
شبی از دره بیرون آمدم. در حالی که نزدیک بود تمام نیرویم را از دست‏ بدهم،ناگهان پوست‏ خشکیده شتری دیدم. آن را برداشتم، شستم، سوزاندم، کوبیدم، باآبی اندک خمیر کردم و به یاری آن سه روز به سر بردم.
این محاصره سه سال تمام به درازا کشید. در این مدت ناله فرزندان خردسال وگرسنه بنی‏ هاشم بلند بود و فاطمه(س) در سایه پدر گرانقدرش درس پایداری وایثار آموخت. سرانجام این مدت پایان پذیرفت و پیامبر و همراهان سربلند از شعب‏ برون آمدند. هنوز مدتی از این روزگار نگذشته بود، فاطمه(س) مادرش را از دست‏داد. دختر به انس با مادر نیازمند است; ولی تقدیر هدفی عظیم ‏تر برای او در نظرگرفته بود.
اینجاست که همه دختران و زنان باید از او درس مقاومت فرا گیرند و مشکلات رانردبان ترقی و حرکت‏ به سوی کمال و پاکی ها به شمار آورند. البته فاطمه(س) گاه‏ از مادر سراغ می‏گرفت. در یکی از روزها که فاطمه با اصرار بیشتر مادر را طلب‏ کرد، جبرئیل فرود آمد و به پیامبر گفت:
سلام الهی را به فاطمه برسان و به او بگو که مادرت، در بهشت در کنار آسیه ومریم، است. فاطمه خوشحال شد و گفت: ان الله هو السلام و منه السلام و الیه‏السلام.

فاطمه ام ابیها

یکی از مسائل مهم دوران کودکی فاطمه(س) این است که‏ توانست آرامش خاطر پدر را فراهم کند و موجب زدودن غم و اندوه از قلب ‏پیامبر(ص) شود; بویژه وقتی که پیامبر(ص) در مکه بی ابوطالب و در خانه بی خدیجه‏ وارد شده بود. او چون مادری مهربان غم و تنهایی را از پدر دور ساخت، با شیرین‏ زبانی های کودکانه ‏اش زندگی پدر را رونقی دیگر می‏ بخشید و چون شمع روشنی بخش محفل ‏انس او می‏شد. بدین جهت، در روایات از آن حضرت با کنیه ام ابیها یاد شده است. فاطمه(س) در بیرون نیز نگران حال پدر بود! روزی پیامبر(ص) در مقابل کعبه درسجده بود. شتری از ابوجهل کشته بودند. بچه‏ دان شتر را آوردند و بر پشت‏ حضرت‏ افکندند. فاطمه(س) خود را به پدر رساند و آن را از پدر دور ساخت. روزی در یافت‏ گروهی از مشرکان بر کشتن پیامبر(ص) هم‏ پیمان شده‏ اند. با گریه به سوی پدرشتافت و نگرانی خود را به اطلاع وی رساند و گاه که کافران بر سر پیامبر(ص) خاک‏یا خاکستر می‏ پاشیدند فاطمه(س) خاک و خاکستر را از سر و صورت پدر پاک می‏نمود واشک، چشمانش را فرا می‏گرفت. در این حال پیامبر(ص) فرمود:
دخترم غمگین مباش و اشک مریز که خداوند نگهبان پدر توست.
پیامبر نیز به فاطمه مهری فزون از حد می‏ورزید. گاه بر دست های او بوسه می‏زد وانبساط خاطر او را سبب شادی دل خویش می‏شمرد و زمانی وی را روح جای گرفته دربین دو پهلوی خود معرفی می‏کرد. راستی این همه محبت چه حکمت داشت؟
در پاسخ بدین پرسش، می‏توان سه جهت را برشمرد: یکی همان ویژگی های شخصیتی‏ فاطمه(س) که روح این پدر و دختر را در افقی اعلا چنین هماهنگ و هم پروازساخته است; دیگر اینکه پیامبر اسوه است و باید خرافات جاهلی را در عمل نفی‏ کند. آنها که از زنده به گور کردن دختران خویش و ستم به آنان احساس خوشحالی‏ می‏کردند، باید با بزرگداشتی شگفت از پیامبر(ص) روبه روی شوند تا کاری‏ ترین ضربه‏ بر تفکر جاهلی فرود آید. بدین جهت، پیامبر دخترش را در حضور جمع نیز گرامی‏ می‏داشت. علاوه بر این، پیامبر به آینده تاریخ می‏ اندیشد و برای اینکه مطلبی برمسلمانان پنهان نماند و اتمام حجت ‏شود، علاقه خویش را چنین بی‏ پرده بیان می‏کندتا فاطمه برای همه آنها که می‏خواهند راه درست را برگزینند، چراغ هدایت‏ شود.

فاطمه(س) و هجرت

هجرت این اصل بزرگ تاریخی که موجب تحولاتی شگرف در زندگی‏انسان می‏شود، بر تارک زندگی پر رمز و راز فاطمه(س) می‏درخشد. فاطمه در مکه‏ است و بی‏تاب. پدر در دو فرسخی مدینه در قبا، مرکز قبیله بنی‏ عمرو بن عوف، منتظراو و علی(ع) است. پیامبر دوشنبه ۱۲ ربیع‏ الاول به قبا رسید; ولی تا آخر هفته درآنجا توقف کرد و منتظر قافله علی(ع) و فاطمه و دیگر مسلمانان مهاجر شد.
هنگامی که علی(ع) به قبا رسید، خون از قدم هایش روان بود و نتوانست‏ خدمت‏ پیامبر(ص) برسد. رسول اکرم بی‏درنگ سمت نقطه‏ ای که علی(ع) بود، حرکت کرد; اورا در آغوش گرفت و چون قدم های مجروحش را دید، گریست.
زهرای مرضیه همراه پدر به مدینه وارد شد تا نقطه عطفی در تاریخ اسلام و شیعه‏ گردد و جهانی از عظمت و زیبایی را در خانه گلین خویش تحقق بخشد. ام سلمه‏ می‏گوید: پس از ازدواجم با پیامبر(ص) سرپرستی فاطمه به من واگذار شد; ولی [اوبه تربیت نیاز نداشت و] از من آداب‏دان‏ تر و به همه مسائل آشناتر بود.
درود و صلوات خدا بر ستاره محمدی و شکوفه رسالت، هنگامی که نورش بر این جهان تجلی کرد; زمانی که بر پیشانی ستمگران مهر باطل شد و هنگامی که در سکوت شب،دور از چشم نامحرمان، در بستر خاک آرمید و غروبی پررمز و راز در تاریخ خویش‏ پدید آورد.

منبع:www.sibtayn.com

[ ] [ 9:46 ] [ محبان ] [ ]



آسمان می‌خندد. زمین پایکوبی می‌کند. در زمین و آسمان هنگامه‌ای برپاست. آسمانیان سردرگوش هم گذاشته، با شادی و سرور، سرود مقدم دلدار را زمزمه می‌کنند. ملائک زمان و زمین را گلباران می‌کنند. از خانه خدیجه نوری می‌درخشد که عالم را روشن کرده است. فرشتگان صف به صف ایستاده‌اند تا......


[ ] [ 9:21 ] [ محبان ] [ ]


اي بهشت قرب احمد (ص) فاطمه(س)

ليله قدر محمد (ص) فاطمه(س)

اي سه شب بي قوت واز قوت تو سير

هم يتيم و هم فقير و هم اسير

وحي بي ايثار تو كامل نشد

هل اتي بي نان تو نازل نشد

مدح تو كي با سخن كامل شود

وحي بايد بر قلم نازل شود

اي كه در تصوير انسان زيستي

 كيستي تو كيستي تو كيستي

از شب ميلاد تاآخر نفس

 مصطفي (ص)يك دست را بوسيد و بس

آن هم اي دست خدا دست تو بود

اي برآن لبها و دست تو درود

عقل كل از كل هستي شد جدا

تا چهل شب كرد خلوت با خدا

 اين چهل شب در  سرش شور تو بود

 بهر استقبال از نور تو بود

اي كه از سر تا به پا پيغمبري

بلكه هم پيغمبري هم حيدري

تو رسول الله (ص) شويت بوالحسن (ع)

هر سه يك جانيد با هم در سه تن

بس تويي اي عرش حق را قائمه

هم محمد (ص) هم علي (ع) هم فاطمه (س)

بايد اينجا لب فرو بست از بيان

روز محشر قدر تو گردد عيان

صحنه محشر همه پابست توست

اختيار نار و جنت دست توست

مهر تو روز قيامت هست ماست

ريشه هاي چادرت در دست ماست

روز محشر كار ما با فاطمه (س) است

نقش پيشاني ما يا فاطمه (س) است

از كرامت بر جبين ما همه

ثبت كن هذا محب الفاطمه (س)

[ ] [ 9:9 ] [ محبان ] [ ]


ارزش شناخت فاطمه علیها السلام

1 . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (1) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»

آثار محبت به فاطمه علیها السلام

2 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار; (2) هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .»

اطاعت از فاطمه علیها السلام

3 . امام باقر علیه السلام می فرمایند:

«... ولقد کانت - علیها السلام - مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة ... ; (3) اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است .»

دستورهای فاطمه علیها السلام

4 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا علی انفذ لما امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل علیه السلام ... ; (4) ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است .»

خلقت فاطمه علیها السلام

5 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان فاطمة خلقت حوریة فی صورة انسیة ... ; (5) بی شک فاطمه علیها السلام حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است .»

چرا نام فاطمه علیها السلام

6 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«انی سمیت ابنتی فاطمة لان الله عزوجل فطمها وفطم من احبها من النار; (6) من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای - عزوجل - فاطمه علیها السلام و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است .»

آثار نام فاطمه علیها السلام

7 . امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

«لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء; (7) در خانه ای که نام محمد یا احمد یا علی یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و یا از میان زنان، فاطمه باشد، فقر [و تنگدستی] وارد نمی شود .»

احترام به نام فاطمه علیها السلام

8 . امام صادق علیه السلام به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمود:

«... اذا سمیتها فاطمة فلا تسبها و لاتلعنها ولاتضربها; (8) حالا که نام او را فاطمه گذاشته ای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن و کتکش مزن .»

الگوی نمونه

9 . امام زمان علیه السلام در یکی از نامه هایشان می فرمایند:

«وفی ابنة رسول صلی الله علیه و آله لی اسوة حسنة ... ; (9) در دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نیکویی است .»

یاور خوب

10 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام پرسیدند، حضرت پاسخ دادند:

«نعم العون علی طاعة الله; (10) [فاطمه علیها السلام] خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست .»

برای دیدن ادامه حدیث ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
[ ] [ 17:22 ] [ محبان ] [ ]


بسم الله الرحمن الرحیم

هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور. یا على انا فاطمة بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنیا والاخره انت اولى بى من غیرى حنوطى و غسلنى و كفنى باللیل وصل ولدى السلام الى یوم القیامه .

بنام خداوند بخشنده مهربان

این وصیت نامه دختر رسول خداست در حالى وصیت مى كند كه شهادت می دهد خدایى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت كه هیچ شكى در آن نیست فرا خواهد رسید و ذات الهى جمیع مردگان را از قبور برانگیزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرماید.

اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت براى تو باشم و تو از دیگران بر من سزاوارترى .على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هیچ كس را اطلاع نده. اینك با شما وداع می كنم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم.

این بود كیفیت رحلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دخت گرامى حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفى علیهما آلاف التحیة والثناء كه پدر بزرگوارش هنگام رخت بربستن از دنیا به او بشارت داده و فاطمه علیهاالسلام بعد از رحلت پدر با اشتیاق فراوان به انتظار مرگ خود بود و پیوسته زبان حالش به نغمه الهى«عجل وفاتى سریعا» مترنم بود.

درود بی پایان ما بر او و فرزندان پاکش باد.

پی نوشت:

بحارالانوار، جلد 43، ص 214.

منبع:www.tebyan.net

[ ] [ 18:31 ] [ محبان ] [ ]


در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.


چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.


علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)


اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.


چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)


ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.


مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)


حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)

پی نوشته ها:

بوی بهشت سوخته

برگزیده از كتاب جلاءالعیون علامه محمّدباقر مجلسی

اقتباس: علی لباف

از صفحه (60 تا 73)

منبع:www.tebyan.net

[ ] [ 18:18 ] [ محبان ] [ ]

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.


ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...


از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركت آن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.

امروز هم شاهد تلاش انسان‌های پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمان‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نموده‌اند كه خدای متعال فرمود:

ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1) از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)


فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.


راز دل‌ غمین‌ فاطمه علیهااسلام

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.


"برای‌ تمام‌ كسانی‌ كه‌ می‌خواهند الهی‌ زندگی‌ كنند، فاطمه علیهاالسلام دفاع‌ از حریم‌ ولایت‌ را، زیباتر از هر كس‌ به‌ معرض‌ نمایش‌ گذارد. خطبه‌ غَرایش‌ در مسجد مدینه، گواه‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ بی‌نظیر آن‌ حضرت‌ است. مضامین‌ عالی‌ خطبه، اسلام‌ راستین‌ را معرفی‌ می‌كند و اهمیت‌ ولایت‌ و امامت‌ را روشن‌ می‌سازد.

... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."(3)

پی‌نوشت‌ها:

1- مستدرك سفینة البحار؛ 3/334 .

2- الكافی؛1/457.

3- از سخنرانی‌ تاریخی‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پدر (برگرفته‌ از كتاب‌ "زندگانی‌ حضرت‌ فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعیل‌ حسینی).

منبع:www.tebyan.net

[ ] [ 20:59 ] [ محبان ] [ ]


عشق یعنی دل سپردن در الست

از می وصل الهی مست مست

 

عشق یعنی ذکر ناموس خدا

یا علی گفتن به زیر دست و پا

 

عشق یعنی جلوه صبر خدا

شرم ایوب نبی از مرتضی

 

عشق بر دلداده فرمان می دهد

عاشق جان داده را جان می دهد

 

عشق باعث شد که دل سامان گرفت

پشت درب خانه زهرا جان گرفت

 

عشق یعنی انقلاب فاطمه

از کبودی چشم ناز فاطمه

 

عشق یعنی عشق ناب فاطمه

بیت الاحزان خراب فاطمه

[ ] [ 20:39 ] [ محبان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

لینک دوستان
پيوندهای روزانه
امکانات وب
هیئت
 محبان مولا علی علیه السلام اسلامشهر
كد لوگوي ما

آمار سایت

Get Flash Code

دریافت کد صلوات شمار
یا ابا صالح(ع)
شيعه زيستن
 شيعه اميرالمومنين عليه السلام
مجله نشريه آنلاين
گفتمان ديني دات نت

بک لينک